مباحث علوم رفتاری و فرآیندهای ذهنی

مباحث علوم رفتاری و فرآیندهای ذهنی

روان‌شناسی علمی است که با استفاده از روش علمی به پژوهش و مطالعهٔ روان (ذهن)، فرایند ذهنی و رفتار در موجودات زنده می‌پردازد. به عبارت دیگر، روان‌شناسی به مباحث رفتار و فرایندهای روانی می‌پردازد. منظور از «رفتار»، کلیهٔ حرکات، اعمال و رفتار قابل مشاهدهٔ مستقیم و غیرمستقیم است؛ و منظور از «فرایندهای روانی»، مباحثی همانند احساس، ادراک، اندیشه (تفکر)، هوش، شخصیت، هیجان و انگیزش، حافظه و… است.
آغاز پژوهش‌های روان‌شناختی به‌شکل علمی و آکادمیک، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمی‌گردد.
اخیراً مشکلات سلامت روان بیشتر شده یا اینکه بشر بیشتر به آن توجه کرده‌است.
رسیدن به آرامش و اطمینان و دوری از افسردگی و اضطراب از اساسی‌ترین نیازهای سرشتین آدمی و از دیرباز جزو مسائل اساسی بشر بوده‌است. همین مسئله موجب شده تا در ادیان و آیین‌های کهن بشری، ضمن تشریح علل آرامش روحی و روانی، راهکارهایی برای پاسخ به این نیاز اساسی بشر ارائه شود. از طرف دیگر، بهداشت و سلامت روانی یکی از نیازهای اجتماعی نیز هست؛ چراکه عملکرد مطلوب جامعه مستلزم برخورداری از افرادی است که از نظر سلامت و بهداشت روانی در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشند.
روان‌شناسی تشریح‌کننده تلاش‌های توصیف‌کننده هوشیاری، رفتار و تأثیرات متقابل اجتماعی می‌باشد. منظور ابتدائی روان‌شناسی تجربی توضیح تجربه و رفتار انسان به همان صورتی که رخ می‌دهد بود. در حدود بیست سال گذشته روان‌شناسی به بررسی ارتباط هوشیاری و مغز یا دستگاه عصبی پرداخت. هنوز مشخص نیست این‌ها به چه صورت‌هایی با هم در ارتباط هستند: آیا هوشیاری تعیین‌کننده وضعیت مغز است یا وضعیت مغز تعیین‌کننده هوشیاریست یا اینکه هر دو این‌ها روش‌های خاص خود را دارند؟ احتمالاً برای فهم این ارتباطات می‌باید ابتدا با تعاریف «هوشیاری» و «وضعیت مغز» آشنا گردید – یا اینکه آیا هوشیاری نوعی «وهم و خیال» پیچیده‌است که هیچ ارتباطی با فرایندهای عصبی ندارد؟ فهم عملکرد مغز نیز به‌صورتی فزاینده در تئوری و تمرین روان‌شناسی خصوصاً در بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی، روان‌شناسی شناخت اعصاب و علوم شناخت‌گرای اعصاب داخل شده‌است.

روان شناسی و روان پزشکی دو تخصص مکمل هستند و روان شناسان و روان پزشکان در قالب یک تیم با هم همکاری می‌کنند و روان شناسان بیشتر در درمان‌های غیردارویی متمرکز هستند.

توصیف دانش روان شناسی

روانشناسی به مطالعه‌ی ذهن و رفتار می‌پردازد. پژوهش‌های روان‌شناختی با هدف درک و توضیح چگونگی تفکر، کنش و احساس انسان‌ها انجام می‌شود. روان‌شناسان نهایت سعی خود را می‌کنند تا عامل‌های تاثیرگذار بر تفکر و رفتار انسانی را هر چه بیشتر بشناسند، عامل‌های گوناگونی که گستره‌ی آن‌ها از تاثیرات زیستی تا فشارهای اجتماعی متغیر است.
روان شناسی در حوزه‌های بسیاری که بر زندگی روزمره و سلامت ما تاثیر می‌گذارند، از قبیل درمان بیماری های مربوط به سلامت ذهن و روان، ارتقاء عملکرد، خودیاری و ارگونومیک کاربرد دارد. اشاره کردن به تمام مواردی که در علم روان‌شناسی به آنها پرداخته می‌شود، در یک تعریف مختصر بسیار دشوار است، در هر حال موضوعاتی همچون رشد، شخصیت، افکار، احساسات، هیجانات، انگیزه‌ها و رفتارهای اجتماعی تنها بخشی از مسائلی است که روان‌شناسان درصدد فهم، پیشبینی و تبیین آنها هستند.

روان شناسی علم مطالعه رفتار و ذهن انسان است. مباحثی مانند زبان بدن، مهارتهای ارتباطی، مهارت اعتماد به نفس، مهارت های ابراز وجود و بسیاری از این موارد جزو چهارچوب اساسی مورد بحث در علم روان شناسی هستند.

دانش روان شناسی نیز مانند بسیاری از رشته های دانشگاهی دیگر بصورت آکادمیک آموخته می شود. یک روان شناس خوب روان شناسی است که بتواند مباحث تئوری را به عمل و کاربرد تبدیل کند. روان شناس به خوبی می داند که تیپ های شخصیتی بسیاری وجود دارد و باید رفتار متناسب با همان تیپ شخصیتی در هنگام ارتباط بکار گرفته شود. روان شناس با تکیه بر دانش و تجربه خود می تواند با افراد مختلف وارد ارتباط شده و تا حد مورد نیاز آنها را بشناسد. بر اساس همین اطلاعات که از شناخت شخص بدست می آید می توان راهکار مناسب را برای مشاوره و روان درمانی ، روانکاوی و بهبود وضعیت مراجعه کننده اتخاد کرد.

درمان مشکلات روحی و روانی با روان شناسی

روان شناس باید امین و رازدار درمانجو باشد. بیان این موضوع به درمانجو موجب فراهم شدن بستر اعتماد و اطمینان شده و باعث می شود درمانجو اطلاعات کاملی در مورد خود و مشکلی که برای آن پیش آمده به روان شناس ارائه کند. این اطلاعات به همراه بررسی های تخصصی که شاید خود شخص درمانجو نیز از آنها بی اطلاع باشد به روان شناس کمک خواهد کرد که مشکل را پیدا کند. پس از پیدا شدن مشکل نوبت به این مرحله می رسد که شخص باید بپذیرد این مشکل را دارد و باید آنرا درمان کرد. مجددا لازم به ذکر است که روش و الگوی درمان برای همه یکسان نیست و موارد بسیاری در تعیین روش درمان دخیل هستند.

روان شناسی از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است

راهکاری که روان شناس به درمانجو می دهد می تواند مسیر زندگی آن شخص را به کلی تحت تاثیر خود قرار دهد. در واقع روان شناس باید خود را در جایگاه درمانجو قرار داده و به این فکر کند که آیا اگر خود من در این موقعیت بودم چه کاری انجام می دادم؟ روان شناس با پاسخ به این سوال است که می تواند راهنمایی مناسبی به شخص ارائه دهد. همچنین این موضوع بسیار مهم است که شخص درمانجو ممکن است در لبه پرتگاه زندگی خود باشد و این حساسیت کار را بشدت بالا می برد. چون کلمه به کلمه سخنان روان شناس در روح و روان درمانجو نفوذ کرده و قاعدتا شخص آنرا ملاک تصمیم گیری های خود خواهد کرد.

نمونه ای از مباحث و گرایش علم روان شناسی:

1- روان شناسی عمومی

2- روان شناسی بالینی

3- روان شناسی تربیتی

4- روان شناسی اجتماعی

5- روان شناسی بالینی کودکان و نوجوان

6- روان شناسی سیاسی

7- روان شناسی مدیریت

8- روان شناسی صنعتی و سازمانی

9- روان شناسی خانواده درمانی

10- روان شناسی مثبت گرا

11- روان شناسی اسلامی

12- روان شناسی شناختی

13- روان شناسی کودکان استثنایی

14- روان شناسی رشد

15- روان شناسی جنایی

16- روان شناسی مرضی کودک

17- روان شناسی شخصیت

18- روان شناسی یادگیری

19- روان شناسی فیزولوژیک

20- روان شناسی احساس و ادراک

21- روان شناسی تجربی

22- روان شناسی گشتالت

23- عصب روان شناسی( نوروسایکولوژی )

24- روان شناسی ژنتیک

25- روان شناسی دینی

 

  •